قدر دانی
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: قدر دانی ، دانشگاه

 

فکر کردین که چی ؟

من بُزم ؟

نه به خدا به این سادگی ها هم که فکر می کنی نیست هر کسی برای خودش یه دل خوشی داره . یکی مینویسه ، یکی می خونه ، یکی مینوازه ، یکی هم مثل من احمق می شینه برای گروه مسخره رد پا وبلاگ و وب سایت میسازه تا بعد از 3 ، 4 ماه زحمت کشیدن و شب ها نخوابیدن و دستورات آقای x  و y را اجرا کردن و وبلاگ را علارغم میل خودت به میل اونا ساختن ؛ اونوقت برگردن توی جشن ثبت رسمی گروه یه وب سایت نیمه سوراخ و نیمه ساخته را به جای زحماتت معرفی کنند .

جالبه نه ؟

خودتو بزار جای من ، چند ماه بشینی یه خونه با عشق و علاقه بسازی و هر در و پنجره ای را به ساز یه نفر بسازی بعدش بیان بلدوزر بذارن زیرش بگن ما یه خونه ساختیم این دیگه به درد ما نمی خوره .

یارو می خواست برا خودش گروه بزنه به نام خودش ، کجا بهتر از دانشگاه و به نام دانشگاه ؟؟؟ بعد هم تو اساس نامه قید کنه که موسسین گروه حتی بعد از فارغ شدن از تحصیلی سر جاشون می مونن ، این که نشد گروه دانشگاه شد گروه خصوصی بخدا من بُزم . بعد از آدم توقع دارند که به حرفشون هم گوش بدی ، اگه هم ندی طبق بند فلان و تبصره فلان از گروه میندازنت بیرون .

خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را ؟